مجتمع مدارس نمونه بسیج استان زنجان متوسطه دوره دوم

بسیاری از پیشرفت های کشور مرهون تفکر بسیج است.(امام خامنه ای مدظله العالی)

برگزاری ازمون ورودی پایه دهم تجربی و ریاضی با بازدید جناب اقای تقیلو

برگزاری مراسم کمک به هم وطنان سیل زده

کسب مقام اول در رشته نقاشی با مداد رنگی

دانش آموز عزیزمان سرکار خانم سمیه عسگری پایه ی دهم ریاضی در مسابقات فرهنگی هنری در رشته نقاشی با مداد رنگی موفق به کسب رتبه ی اول گردیدند.

ضمن تبریک به ایشان و خاواده محترمشان صمیمانه از زحمات دانش آموز عزیز و سرکار خانم حاجی محمدی معاون پرورشی آموزشگاه تقدیر و تشکر می نماییم.

لازم به ذکر است خانم سمیه عسگری در امتحانات نوبت اول با کسب معدل 20 نفر ممتاز آموزشگاه شناخته شدند.

دانش آموزان ممتاز ترم اول سال تحصیلی 97-98

سخن مشاور :چگونه با فرزندمان در سن بلوغ رفتار کنیم؟

روانشناسی نوجوانان؛ چگونه با فرزندمان در سن بلوغ رفتار کنیم؟

روانشناسی نوجوانان          

به عنوان پدر و مادر یک نوجوان به احتمال زیاد جملاتی نظیر این را شنیده‌اید: «شما دارین زندگیمو خراب می‌کنین» یا «ازتون بدم میاد». این جملات شاید آن‌قدرها بد به نظر نرسند اما توجه داشته باشید که اگر با روانشناسی نوجوانان آشنا نباشیم و تغییرات مغزی آنها را که مسبب این انفجارهای رفتاری است نشناسیم ممکن است شاهد رفتارهای به مراتب بدتری از‌ جانب آنها باشیم. اگر می‌خواهید از تغییرات روانی دوران نوجوانی بیشتر بدانید در این مقاله با ما همراه شوید تا با بررسی روانشناسی نوجوانان به دانش‌مان درباره‌ی چرایی رفتار آنها و واکنش‌مان به عنوان پدرومادر بیفزاییم.

حتما بخوانید: عملکرد مغز نوجوانان چگونه است؟

از سری تحقیقات اخیر، مطالعه‌‌ای مهم از سوی مؤسسه‌ی مکس پلانک واقع در آلمان است که می‌گوید مغز نوجوانان بین سنین ۱۳ تا ۱۷ سال، درست مانند آنچه پیش از این در سنین نوپایی تجربه کرده‌اند، دستخوش بازسازی می‌شود. مسئله‌ این است که نوجوانان در این بازه‌ی زمانی که دومین مرتبه‌‌ی تغییرِ مغزی آنهاست، تقریبا هم‌قدوقواره‌ی شما هستند و زبان تندی هم دارند، این شرایط مدیریت این تغییر را نسبت به قبل دشوارتر می‌کند. البته اینکه آنها تکانه‌هایی را تجربه می‌کنند که شباهت با تکانه‌های نوپایان دارد به این معنا نیست که باید مانند کودک نوپا با آنها برخورد کنید.

وقتی به عنوان نویسنده‌ی حوزه‌ی پرورش فرزندان به تصویرِ کلیِ سلامت روانی آنها نگاه می‌کنم، این نکته به ذهنم خطور می‌کند که در برهه‌ی نوجوانی که فرزندان‌مان بیشتر از هر وقت دیگر به ما نیاز دارند ممکن است با رفتار نامناسب ارتباط‌‌مان را با آنها از دست بدهیم. بنابراین اگر می‌خواهید بدانید که چه کارهایی را نباید در قبال فرزندان نوجوان‌تان انجام بدهید پنج روش از روانشناسی نوجوانان را با شما در میان می‌گذاریم که بی‌بروبرگرد بتوانید از رابطه‌‌ای که با او دارید محافظت کنید، و از روی نا‌آگاهی کارهایی انجام ندهید که به تلاطم این دوران دامن بزند.

به فرزندمان چه بگوییم و چه نگوییم؟

۱. نپرسید: «چته؟»

روانشناسی نوجوانان - به نوجوان نگویید «چته؟»

اشکالی در این سؤال وجود ندارد، به شرط آنکه هدف از آن فهمیدن مشکلی باشد که نوجوان با آن مواجه است. اما استفاده از این سؤال و لحنی که معمولا با آن ادا می‌شود خیلی بیشتر از آنچه بتوان گفت مناسب است، ناشی از فورانِ ناسنجیده‌ی خشمِ پدر و مادری است که شکیبایی خود را از دست داده‌اند.

بدتر از این پیامی است که چنین سؤالی به همراه خود منتقل می‌کند، اینکه شما فکر می‌کنید عیب و نقصی اساسی درباره‌ی فرزندتان وجود دارد که هرگز قرار نیست تغییر بکند.

اما واقعا مشکل نوجوانان چیست؟ قشر پیشانی مغز، که مسئول کنترل تکانه‌ها، استدلال منطقی و برنامه‌ریزی است، آخرین بخشی است که در سنین پس از کودکی مجددا بازسازی می‌شود.

در زمانی که این تنظیم مجدد در حال انجام است، مسیرهای تصمیم‌گیری‌ مغز یک بار دیگر به سمت آمیگدال هدایت می‌شوند. آمیگدال بخش آغازینی از مغز است و به تهدید‌های ادراک شده توسط فرد به صورت آنی و احساسی پاسخ می‌دهد.

دکتر فرنسس جنسن (Frances Jensen)، عصب‌شناس و نویسنده‌ی کتاب مغز نوجوانان می‌گوید: «وقتی بدانید لُب پیشانی مغز، که مسئول قضاوت، کنترل تکانه‌ها، خلق‌وخو و احساسات است، آخرین بخشی است که به پیشرفت نهایی خود می‌رسد، حال و هوای نوجوانی بسیار بیشتر منطقی به نظر خواهد رسید.»

بنابراین مغز نوجوان هنوز نمی‌داند که چطور باید خودش را تنظیم کند. نوجوانان مثل ماشین‌های فِراری با ترمزی ضعیف هستند؛ یعنی احساساتی شدید اما کنترلِ ضعیفی روی آنها دارند.

شاید فکر کنید که چه فرقی می‌کند؟ نوجوانان به هر حال هیچ وقت حرف گوش نمی‌دهند، اما برعکس، آنها حساسیت فوق‌العاده زیادی نسبت به نظرات ما درباره‌ی خودشان پیدا می‌کنند. وانمود به اینکه به حرف‌های ما اهمیت نمی‌دهند از این واقعیت ناشی می‌شود که می‌خواهند از این آسیب‌پذیریِ خود محافظت کنند (نوعی مکانیسم دفاعی).

دریافت چنین پیام‌های نا‌امید‌کننده‌ای‌ (مانند این سؤال که «چته؟») از سوی پدرومادر که انتظار می‌رود بیشترین محبت را به او نشان بدهند می‌تواند زخم‌های عمیقِ روحی در نوجوانِ سردرگم ایجاد کند.

این پیام‌های پدر و مادر در نوجوان درونی می‌شود و به خودخوری‌های ناخوشایند در او تبدیل می‌گردد. وقتی این صداها در مغز منعطف نوجوان جا خوش کند خاموش کردن آنها کار دشواری خواهد بود، علاوه بر این که مسیرهایی را در مغز او به جای می‌گذارد که سلامت روانی آینده‌ی نوجوان را تحت تأثیر منفی قرار می‌دهد.

در عوض، هدیه‌ا‌ی ارزشمند که می‌توانید در این سن به نوجوان‌تان بدهید، علاوه بر درک اتفاقاتی که در مغز او در جریان است مفهومی است با نام «نگرش رشد».

رویکرد نگرش رشد که استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، کرول دواک (Carole Dweck)، آن را مطرح کرده است به زبان ساده یعنی هیچ ویژگی منفی‌ای وجود ندارد که تغییر‌ناپذیر و قطعی باشد، و اینکه همه‌ی انسان‌ها می‌توانند متحول بشوند و تغییر کنند. آخرین مطالعات علمی انجام شده روی مغز نوجوانان اثبات می‌کند که نگرش رشد کاملا در مورد آنها مصداق دارد.

حتما بخوانید: ۵۰ عبارتی که باید همیشه به فرزندان خود بگویید

۲. صدایتان را بالا نبرید

روانشناسی نوجوانان - بر سر نوجوان فریاد نکشید

با این حال که سعی می‌کنیم صدایمان را بر سر کودکان بلند نکنیم، چون با این کار احساس قلدری به ما دست می‌دهد، اغلب وقتی اندازه‌ی جسمی فرزندمان به خودمان نزدیک‌تر می‌شود گرایش داریم با صدای بلندتری با او حرف بزنیم. کاملا از کوره در رفتن می‌تواند ساده‌ترین، یا شاید تنها راه ممکن، برای این باشد که به نوجوان نشان بدهید مشکلی وجود دارد. در مواقع این چنینی «مغز خزنده»ی ما که غرایز اولیه‌ی جنگ یا گریز را به راه می‌اندازد کنترل را به دست می‌گیرد بدون اینکه فرایندهای پیچیده‌تر شناختی که شانس تعدیل افکارمان را فراهم می‌آورند به کار برده باشیم.

در چنین مواقعی است که حرفی می‌زنیم که بعدا از گفتنش پشیمان می‌شویم، اغلب در مورد رفتار فرزندان‌مان کلی‌گویی‌های مخربی انجام می‌دهیم، چیزی که آنها فرار از آن را ناممکن می‌بینند.

اما اجازه بدهید که خانه پناهگاه امنی باشد که نوجوانان از فشارهای دنیای بیرون برای آرام شدن و بازیابی انرژی‌شان به آن پناه می‌آورند.

از این گذشته با این کار به مغز تأثیر‌پذیر نوجوان یاد می‌دهید که فریاد زدن پاسخ مناسبی است، و چرخه‌ی یک واکنش منفی را به راه می‌اندازید و این یعنی کسی که در معرض فریاد قرار خواهد گرفت نهایتا خودتان هستید. در واقع طبق تحقیق چاپ شده در مجله‌ی رشد کودک (Child Development) نوجوانان ۱۳ ساله‌ای که تحت تربیت سخت‌گیرانه‌ی کلامی والدین قرار داشتند در ۱۴ سالگی نشانه‌های افسردگی بیشتری را بروز می‌دادند. این نوجوانان همچنین نشانه‌های بیشتری از رفتار نامناسب مانند پرخاشگری و خشم داشتند.

۳. نقش راهنمای شغلی فرزندتان را بازی نکنید

وقتی کودکان دبستان را پشت سر می‌گذارند اغلب پدرومادرها نگران آماده‌سازی آنها برای کنکور می‌شوند، تقریبا به طور دائم به آنها «گیر» می‌دهند. اما به این فکر کنید که اگر هر شب وقتی به خانه می‌رسیدید رئیس‌تان آماده بود تا بابت عملکردتان شما را مؤاخذه کند، چه احساسی پیدا می‌کردید.

ما گمان می‌کنیم که نقش مربی فرزندان‌مان را بر عهده داریم، برای خودمان این حق را قائل هستیم که دائما آنها را با پیشنهاداتی راجع به انجامِ بهترِ کارها بمباران کنیم.

 

صدمه‌ی ناشی از تهییج آنها برای تلاش بیشتر و انجام کار بهتر می‌تواند به روابط ما با نوجوان آسیب طولانی مدت بزند. در مطالعه‌ای معلوم شد دانش‌آموزانی که بر حسب خوب عملکردن‌شان محبتِ مشروط می‌گرفتند زمانی که وارد بزرگسالی می‌شدند بیشتر احتمال داشت که محبت‌کنندگان مشروط را پس بزنند.

حتی وقتی این کودکان عملکرد خوبی داشتند، رضایت شخصی‌شان زودگذر بود و اغلب احساس شرمندگی، گناه و کم‌ارزشی داشتند؛ حتی بعدها به عنوان یک بزرگسال.

پس در عوض خانه را به محلی امن تبدیل کنید که نوجوان بتواند از فشارهای دنیای بیرون برای استراحت و بازیابی نیرویش به آن مراجعه کند.

حتما بخوانید: چگونه فرزندی باهوش داشته باشیم

۴. نوجوان را به حال خود رها نکنید

روانشناسی نوجوانان - او را به حال خود نگذارید

با وارد شدن کودکان به سال‌های نوجوانی و آن‌طور که به نظرِ ما می‌رسد میلِ آنها به تنهایی، مرتکب بزرگ‌ترین اشتباه می‌شویم و تنهایشان می‌گذاریم.

هر چه باشد وقتی نوجوانی گستاخ که مثل یک موجود خطرناک در اطراف می‌گردد و به دنبال دردسر است راهیِ اتاقش می‌شود می‌توانید نفس راحتی بکشید. اما اگر اجازه بدهید فاصله‌ی میان شما و نوجوان‌تان زیاد شود نمی‌توانید در زمان لازم که بیشتر از هر وقت در خطر مسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و آسیب زدن به خودش قرار می‌گیرد به کمک او بروید.

هر چه زمان کمتری با آنها بگذرانید آنها بیشتر احساس «غریبگی» خواهند کرد و رفتارهایشان بدتر خواهد شد. اگر احساس می‌کنید که دیواری میان شما و نوجوان‌تان کشیده شده است زمان این فرا رسیده که دیوار را پایین بیاورید.

چه با پیاده‌روی در پارک محله، چه با رفتن به کافی‌شاپ و خوردن یک قهوه، فرجه‌هایی منظم برای وقت‌گذرانی دو نفره با نوجوان کنار بگذارید، بی هیچ انتظار متقابلی یا هیچ اشاره‌ای برای تشویق او به انجام کاری.

وقتی برای اولین بار این درخواست را مطرح کنید احتمالا اشتیاق نوجوان شما برای این کار درست به همان اندازه‌ای است که انگار از او بخواهید کف زمین را تی بکشد. استقامت به خرج بدهید. آنها از درون ممنون شما خواهند بود که دوباره می‌خواهید به خاطر خودشان با آنها رابطه برقرار کنید. اگر برای گذراندن وقت با نوجوان‌تان استمرار داشته باشید، خانه‌ی شما به مکانی شادتر و با استرس کمتر برای زندگی تبدیل می‌شود، و این اتفاق آن‌قدر زود رخ می‌دهد که شگفت‌زده خواهید شد.

حتما بخوانید: 5 نکته مهم برای تربیت فرزندان

۵. هیچ وقت نگویید: «ما با پدر و مادرمون اینجوری حرف نمی‌زدیم.»

روانشناسی نوجوانان - رابطه‌ تان را با نوجوان مستحکم کنید

هیچ چیز نیست که بیشتر از گستاخی آشکار فرزندان کاسه‌ی صبر پدرومادرها را لبریز کند. برای والدینی که خودشان در شرایطی پرورش پیدا کرده‌اند که هیچ نافرمانی‌ای تحمل نمی‌شده است و چاره‌ای جز پذیرش بدون چون و چرای قوانین خانه نداشته‌اند سخت است که مبارزه طلبی‌های نوجوان را تحمل کنند، زیرا خودشان هیچ‌گاه فضایی برای ابراز مخالفت نداشته‌اند. گاهی در اصل ارتباط این پدرومادرها در سنین نوجوانی‌شان با والدین‌ خود به حدی رسمی و محدود بوده است که درست مانند یک مهمانی فقط بهترین رفتارها امکان بروز داشته‌اند. بنابراین طبیعی است که چنین مکالماتی که امروزه شاهد آن هستیم در دنیای دیروز آن‌قدر امکان بروز نداشته‌اند.

هرچند برای این که چرا نباید فوران‌های احساسی نوجوانان را به عنوان پدر و مادر به خودمان بگیریم دلیلی علمی هم وجود دارد. تحقیق مؤسسه‌ی مکس پلانک در آلمان نشان می‌دهد دلیل این همه اختلاف و اصطکاکی که در رابطه‌ی نوجوانان با والدین وجود دارد این است که مغز آنها هنوز قابلیت شکیبایی را به دست نیاورده است. محققان متوجه شده‌اند که نوجوانان، بسیاری از رفتارهایشان را بر پایه‌ی لذت آنی و بر اساس اینجا و اکنون -و نه آینده- بروز می‌دهند. در مغز نوجوانان هنوز ارتباطات تکامل‌یافته بین سلول‌های مغزی برای تصمیم‌گیری، گسترش نیافته است.

البته لازم نیست که چون آنها با تکانه‌هایی رو‌به‌رو هستند که یک کودک نوپا آن را تجربه می‌کند با آنها مثل یک کودک رفتار کنید.

اما با در دست داشتن این اطلاعاتِ پایه‌ای از روانشناسی نوجوانان می‌توانید آرامش‌تان را حفظ کنید. علاوه بر این مطمئن شوید که نوجوان برای به چالش کشیدن حدومرزهایش در مقابل شما، به اندازه‌ی کافی احساس راحتی می‌کند.

به جای اینکه در مقابله با رفتار زننده‌ی او از کوره در بروید، اگر وقتی نوجوان رفتاری مؤدبانه دارد

تشویقش کنید نتایج بهتری می‌گیرید.

مهارت تست زنی

بسیاری از دانش­ آموزان به علت عجله نمودن در تست زدن و یا ترس از وقت کم آوردن، مرتکب اشتباهاتی می­شوند که به طور معمول بین آن­ها مشترک می­باشد. برای رهایی از این مشکلات کمی دقت نیاز است. برخی از دانش­ آموزان تصور می­نمایند که مطالعه­ ی زیاد نتیجه­ ی خوبی در امتحانات در پی دارد، اما این طور نیست؛ سرعت و دقت در تست زدن نیز دارای اهمیت فراوانی است. در نوشته­ ی حاضر نکته­ هایی ساده اما مهم مطرح شده­ اند که با به­ کارگیری آن­ها می­توانید آزمون بدون خطایی را تجربه نمایید.با توجه به این که در آزمون­های استاندارد مانند سراسری و یا دانشگاه آزاد اسلامی نمره­ ی منفی وجود دارد، اگر به سؤالی پاسخ غلط بدهید، علاوه بر این که نمره­ ی مربوط به آن را دریافت نمی­کنید، نمره­ای را نیز از دست می­دهید؛ یعنی به ازای هر سه پاسخ غلط، یک پاسخ صحیح حذف می­شود. بنابراین، به سؤال‌ها با دقت جواب دهید و آن­هایی را که نمی­دانید رها کنید.برای تعیین درصد پاسخ­گویی صحیح به سؤال‌ها با احتساب نمره­ ی منفی از رابطه­ ی زیر استفاده می­کنند:

 (تعداد تست­های غلط - ( ۳ × تعداد تست­های درست)) تقسیم بر (۳ × تعداد کل تست­ها) ضربدر ۱۰۰ مساوی می­شود با درصد پاسخ­گویی به سؤال‌ها. مثلاً اگر شما به ۳۰ تست پاسخ داده اید و تعداد درست­ها ۲۰، غلط­ها ۶ و نزده­ ها ۴ باشد، شما به ۶۰ درصد سؤال‌ها جواب صحیح داده­ اید.

تذکر: در هنگام تست­ زنی سعی کنید از برگه­ های مخصوص (پاسخنامه) استفاده کنید و از این روش اجتناب کنید:

۲۰- الف ۲۱- ج ۲۲- الف ۲۳- د (کیانی؛ ۱۳۸۹).

تمرین تست ­زنی با دو خودکار

زمان استاندارد برای هر تست عمومی ۴۰ تا ۴۵ ثانیه و برای اختصاصی ۶۵ تا ۷۵ ثانیه می­باشد. اگر شما به تمام مطالب درسی تسلط داشته باشید ولی نتوانید سؤال‌ها را در زمان مقرر جواب دهید، قطعاً نتیجه­ ی خوبی کسب نمی­کنید. سعی کنید به خاطر سرعت عمل، دقت خود را در هنگام پاسخ­گویی به تست­ها از دست ندهید.

سه نکته­ را به خاطر داشته باشید: ۱. دانش کافی؛ ۲. سرعت عمل؛ ۳. دقت.

توجه: در آزمون­ها تنها از مداد مشکی استفاده شود.

برای کسب توانایی می­توانید از تکنیک دو خودکار استفاده کنید. در این روش در هنگام تست­ زنی (در تمرین­ ها جهت آمادگی) از دو خودکار با دو رنگ متفاوت (مثلاً آبی و مشکی) استفاده نمایید. ابتدا با ایجاد شرایط واقعی کنکور و توجه به زمان استاندارد، شروع به پاسخ­گویی با خودکار آبی کنید. هرگاه زمان مذکور به پایان رسید، خودکار خود را عوض نموده و با خودکار مشکی به بقیه­ ی سؤال‌ها جواب دهید.در ابتدای استفاده از این روش ممکن است به سؤال‌های کمی جواب داده باشید. یعنی حجم پاسخ­ های آبی­ رنگ خیلی کم­تر از آبی و مشکی می­ شود. ولی به مرور زمان استفاده از خودکار مشکی (سؤال‌های که خارج از وقت استاندارد پاسخ داده­ اید) کاهش خواهد یافت. پس از اتمام پرسش­ هایی که به آن­ها مسلط بوده­ اید، درصد پاسخ­ های درست خود را با در نظر گرفتن نمره­ ی منفی و با توجه به فرمول مربوطه در دو مرحله محاسبه نمایید. ابتدا برای سؤال‌های که در زمان استاندارد پاسخ داده­ اید (خودکار آبی) و سپس برای همه­ ی آن­ها (خودکار آبی و مشکی) درصد بگیرید.

ادامه مطلب...